محمد رضا واليزاده معجزى
333
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
و براى شكايت از او همپيمان شدند كه علاوه بر دادخواستهايى كه به شاه و عين الدوله فرستادند ، عدهاى از سرشناسان شاهزاده را اغفال و به تهران شتافتند و عين الدوله را ملاقات و مظالم شاهزاده را عنوان كردند و عين الدوله كه نظر خوشى به سالار الدوله نداشت ، كارهاى او را زير ذرهبين عداوت خود به مراتب بزرگتر جلوه داد و شاه را وادار به عزل او كرد و سالار الدوله از سنندج به تهران عزيمت كرد و قبل از حركت به خوانين و رجال كردستان گفته بود كه قريبا مراجعت خواهم كرد ولى آنها كه از عمق مطلب آگاه بودند ، اين ادعاى او را با تمسخر تلقى كردند . سالار الدوله مدتى در تهران بيكار بود و چون عين الدوله را مسبب عزل خود مىدانست ، با دشمنان او به وسيله ملك المتكلمين ارتباط برقرار ساخت و آنها را به وسايل مختلف تحريك و تقويت مىنمود و خود را پشتيبان و پناهگاه آزادىخواهان و مشروطهطلبان معرفى كرد . عين الدوله به وسيله جاسوسانى كه در پيرامون احرار و مشروطهطلبان داشت ، از عمليات و اقدامات سالار الدوله آگاه شده ، لذا درصدد برآمد كه او را از تهران دور نگهدارد . اين بود كه در لباس دلسوزى به شاه گفت : « حضرت و الا سالار الدوله را نمىشود بيكار گذاشت و بهتر اين است كه او را بهجاى فرمانفرما به حكمرانى لرستان و بروجرد و بختيارى برقرار سازيم . شاه كه هميشه آلت بىارادهاى در دست اطرافيان بود ، پيشنهاد عين الدوله را پذيرفت و فرمان حكومت لرستان و بروجرد را به سالار الدوله داد و به اين ترتيب رابطه نزديك بين او و مشروطهخواهان قطع گرديد و از اين تاريخ به بعد زحمت ملك المتكلمين بيشتر شد . زيرا مشاراليه ناچار بود كه ارتباط سالار الدوله و احرار را حفظ كند و پيغامهاى آنها را برساند . عقايد و افكار سياسى سالار الدوله تشخيص مسير افكار و عقايد و تمايلات سياسى امثال سالار الدوله كار مشكلى نيست زيرا همهكس مىداند كه يك شاهزاده بلافصل كه غرق در ناز و نعمت است و از تمام لذايذ زندگى بهرهمند مىباشد و بر صدها هزار نفوس حكومت مىكند ، غير از تقويت دستگاه حكومت و سلطنت و كوبيدن هرنوع قيام آزادىخواهى و شكستن قلم و بريدن زبان چيز ديگرى نيست . مگر آنكه آن شاهزاده يا فكر سالمى نداشته و يا داراى عقدههاى روحى باشد يا اينكه براى وصول به هدفى كه در پيش دارد ، مردم را اغفال نمايد . سالار الدوله از دسته اخير بود ، زيرا وى پروردهء دست حكومت استبداد بود و دشمن هر نوع جنبش آزادىخواهانه . چيزى كه بود او خود را براى احراز مقام ولايتعهد و بالاخره عروج بر